صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

58

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

كه ؛ ازدواج در جاهليّت ، چهار نوع صورت مىگرفت : ( 1 ) 1 - ازدواج مخصوص زمان ، كه مردى ، دختر شخصى را خواستگارى و برايش مهريه‌اى معين مىنمود و سپس او را به عقد ازدواج خود درمىآورد . ( 2 ) 2 - ازدواج استبضاع [ تجارت ، در اينجا كسب نجابت ! ] ، مرد به زنش مىگفت هر وقت از عادت ماهانه ، پاك شدى ، نزد فلان كس بفرست و از او كام برگير ، شوهرش [ يعنى ، همان مردى كه زنش را به بيگانه‌اى واگذار نموده است ] ( ! ) از او كناره مىگرفت و ابدا نزديكى نمىكرد تا روشن گردد كه از مرد دوم كه كام برگرفته باردار شده است . حال كه باردار بودنش روشن مىشد ، اگر شوهرش مىخواست با او نزديكى مىكرد تا [ از نظر طبقات اجتماعى ] فرزند آنان ، اين گونه اصالت و نجابت را كسب كند . ( 3 ) 3 - عده‌اى كمتر از ده نفر ، با هم پيش زنى مىرفتند و همگى از او كام برمىگرفتند . پس از باردار شدن و زاييدن و گذشتن چند شبانه روز از تولد نوزاد ، زن پيش آنان مىفرستاد . و چون كسى نمىتوانست از رفتن خوددارى كند ؛ همگى نزد او مىرفتند . آن زن ، خطاب به مردان مىگفت : شما از كارى كه كرده‌ايد ، خبر داريد و اكنون من پسرى زاييده‌ام . آنگاه روى سخن را با كسى از آنان كه خود دوستش مىداشت ، مىكرد و با ذكر نام شخص مىگفت : اى فلان ! اين ، پسر توست ؛ و بچه را به او مىداد . ( 4 ) 4 - مردان بسيارى نزد زنى مىرفتند . آن زن از آمدنشان جلوگيرى نمىنمود . [ بله ! ] آن زن و ساير زنان همانندش « بغايا » : روسپى ، بدكاره و فاحشه بودند كه جلو در خانه‌هايشان پرچمهاى مخصوصى علم مىكردند تا زودتر پيدا شوند . پس از حمل و زادن بچّه ، آن مردان جمع مىشدند و چند نفر قيافه‌شناس را با خود مىآوردند . قيافه‌شناسها ، بچه را به كسى كه تشخيص مىدادند ؛ مىسپردند . آن كس نيز از گرفتنش سرپيچى نمىورزيد . [ نوع پنجم را هم داشتند كه نكاح شغار بود . . . ] پيامبر بزرگوار - سلام اللّه عليه - وقتى برگزيده شد ، تمام ازدواجهاى جاهلى را از ميان برد و ازدواجى را كه اكنون در ميان مسلمانان رايج است ، جايگزين نمود . « 1 »

--> ( 1 ) - ابو داود ، كتاب نكاح ، باب وجوه نكاح جاهليّت .